آغوشم برايت باز شد ؛ چه ابلهانه !
با تو خوش بودم ؛ چه كودكانه !
همه چيزم شدي ؛ چه زود !
به خاطر يك كلمه مرا ترك كردي ؛ چه ناجوانمردانه !
نيازمندت شدم ؛ چه حقيرانه !
واژه غريب خداحافظی به من آمد ؛ چه بيرحمانه !
من سوختم ؛ ... ولي هنوزهم دوستت دارم
همراه تنهایی میرم
داغ دلم تازه میشه
زمزمه های خوندنم
دغدغه های موندنم
با تو هم اندازه می شه
قد هزارتا پنجره تنهایی آواز می خونم
دارم باکی حرف می زنم؟
نمی دونم نمی دونم
این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچیکتره
کاش می تونستم بخونم
قد هزار تا پنجره
طلوع من
طلوع من
وقتی غروب پر بزنه موقع رفتن منه
حلا که دل تنگی داره رفیق تنهایم میشه
کوچه ها نارفبق شدن
حلا که هی میخوان شب و روز به همدیگه دروغ بگن
ساعت ها دقیق شدن
طلوع من
طلوع من
وقتی غروب پر بزنه موقع رفتن منه
(از محسن نامجو)
لینک دانلودای ساربان، ای کاروان
لیلای من کجا میبری
با بردن لیلای من
جان و دل مرا میبری
ای ساربان کجا میروی
لیلای من چرا میبری
ای ساربان کجا میروی
لیلای من چرا میبری
در بستن، پیمان ما
تنها گواه ما شد خدا
تا این جهان برپا بود
این عشق ما بماند به جا
ای ساربان کجا میروی
لیلای من چرا میبری
ای ساربان کجا میروی
لیلای من چرا میبری
تمامی دینم به دنیای فانی
شرارهی عشقی که شد زندگانی
به یاد یاری خوشا قطره اشکی
به سوز عشقی خوشا زندگانی
همیشه خدایا، محبت دلها، به دلها بماند به سان دل ما
که لیلی و مجنون فسانه شود، حکایت ما جاودانه شود
تو اکنون ز عشقم گریزانی
غمم را ز چشمم نمیخوانی
از این غم چه حالم، نمیدانی
پس از تو نمونم برای خدا
تو مرگ دلم را ببین و برو
چو طوفان سختی ز شاخهی غم
گل هستیام را بچین و برو
که هستم من آن تک درختی،که در پای طوفان نشسته
همه شاخههای وجودش، ز خشم طبیعت شکسته
ای ساربان، ای کاروان
لیلای من کجا میبری
با بردن لیلای من
جان و دل مرا میبری
ای ساربان کجا میروی
لیلای من چرا میبری
ای ساربان کجا میروی
لیلای من چرا میبری
لجو لجبازي قشنگت مي كنه
خوش اب و رنگت مي كنه
راستي قشنگت ميكنه
واي واي واي
دوست دارم سرخ بشي
شرم كني
با غرورت منو دلگرم كني
دوست دارم قهر كني
رام نشي
دل لجباز منو نرم كني!!!!
منو اشفته بكن
هر چي مي خواي تو بكن
دل وحشي صفتت هر چي كه گفته تو بكن
تو رو اينجوري مي خوام
من تو رو اينجوري ميخوام